زندگي بهتر

وبلاگي براي تنها عشقم سمانه شامل مطالب پندآموز و جالب و علمي

Bookmark & Share Us

Bookmark and Share

وضعيت ياهو

offline

بهترين وبلاگ هاي ايران

Iranbloglist.com

جستجوي مطالب وبلاگ با گوگل

تصویر تصادفی

تصویر تصادفی

آمار

آگاهي از بروزرساني وبلاگ

 

فيد RSS "زندگي بهتر" در feedburner:

betterlife rss
همچنين با وارد كردن ايميل خود در فرم زير ، ميتوانيد عناوين و خلاصه مطالب جديد را در ايميل خود دريافت كنيد . توجه داشته باشيد كه پس از وارد كردن ايميل و كليك بر روي Subscribe ، در صفحه جديدي كه باز ميشود كد امنيتي را وارد كرده و سپس حتما به ايميل خود رفته و بر روي لينك فعالسازي كليك كنيد . در صورت عدم تمايل براي دريافت ايميلها ، ميتوانيد عضويت خود را لغو كنيد.

لطفا ايميل خود را وارد كنيد:

Delivered by FeedBurner

 

 

به همين راحتي


يك روز خانم مُسني با يك كيف پر از پول به يكي از شعب بزرگترين بانك كانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي يك ميليون دلار افتتاح كرد.
سپس به رييس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصا مديرعامل آن بانك را ملاقات كند . و طبيعتا به خاطر مبلغ هنگفتي كه سرمايه گذاري كرده بود تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مديرعامل بانك براي او ترتيب داده شد . پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مركزي رفت و به دفتر مديرعامل بانك راهنمايي شد . مديرعامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت كه آن دو مشغول گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكي پيرزن رسيد و مديرعامل با كنجكاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست؟ آيا به تازگي به شما ارث رسيده است؟
زن در پاسخ گفت: خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام كه همانا شرط بندي است پس انداز كرده ام . و از آنجايي كه اين كار يرايم به عادت تبديل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم داريد! مديرعامل كه اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلا سر چه مقدار پول؟ زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر مايل هستيد ، من فردا ساعت 10 صبح با وكيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي كنيم و سپس ببينيم چه كسي برنده است . مرد مديرعامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت 10 صبح برنامه اي برايش نگذارد.
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردي كه ظاهرا وكيلش بود در محل دفتر مديرعامل حضور يافت . پيرزن بسيار محترمانه از مرد مديرعامل خواست كه در صورت امكان پيراهن و زيرپيراهن خود را درآورد . مرد مديرعامل كه مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به كجا ختم ميشود ، با لبخندي كه به لب داشت به درخواست پيرزن عمل كرد . وكيل آن پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مديرعامل كه پريشاني او را ديد ، با تعجب از پيرزن علت را جويا شد . پيرزن پاسخ داد من با اين مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاري خواهم كرد كه مديرعامل بزرگترين بانك كانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زيرپيراهن خود را از تن بيرون كند! به همين راحتي ميتوان از ذهن استفاده كرد!

 

دم مارمولك داراي ذهن است


محققان طي مطالعه روي خصوصيات فيزيكي مارمولكها اعلام كردند دُم اين جانداران پس از جداشدن از بدن ، از خصوصياتي برخوردار است كه تنها در صورت داشتن ذهني مجزا قابل توضيح خواهد بود!
ادامه مطلب...

اگر عمر دوباره داشتم


دان هرالد كاريكاتوريست و طنز نويس امريكايي ، در سال 1889 در اينديانا متولد شد و سال 1966 از دنيا رفت . دان هرالد داراي تاليفات زيادي است اما قطعه كوتاهش "اگر عمر دوباره داشتم..." او را در جهان معروف كرد كه آنرا در زير ميخوانيد:
«آب ريخته را نتوان به كوزه برگرداند ، اما قانوني هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد!»
اگر عمر دوباره داشتم ميكوشيدم اشتباهات بيشتري مرتكب شوم همه چيز را آسان ميگرفتم فقط شماري اندك از رويدادهاي جهان را جدي ميگرفتم . از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر ميشدم . اهميت كمتري به بهداشت ميدادم . به مسافرت بيشتر ميرفتم
. از كوه هاي بيشتري بالا ميرفتم و در رودخانه هاي بيشتري شنا ميكردم . بستني بيشتر ميخوردم و اسفناج كمتر . مشكلات واقعي بيشتري ميداشتم و مشكلات واهي كمتري . آخر ، ببينيد ، من از آن آدمهايي بودم كه بسيار محتاطانه و خيلي عاقلانه زندگي كرده ام ، ساعت به ساعت ، روز به روز . اوه ، البته من هم لحظات سرخوشي داشته ام . اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظات خوشي بيشتر ميداشتم . من هرگز جايي بدون يك دماسنج ، يك شيشه داروي قرقره ، يك پالتوي باراني و يك چتر نجات نميروم . اگر عمر دوباره داشتم ، سبكتر سفر ميكردم.
اگر عمر دوباره داشتم ، وقت ِ بهار زودتر پابرهنه راه ميرفتم و وقت خزان ديرتر به اين لذت پايان ميدادم .  از مدرسه بيشتر جيم ميشدم . گلوله هاي كاغذي بيشتري به معلمانم پرتاب ميكردم . سگ هاي بيشتري به خانه مي آوردم . ديرتر به رختخواب ميرفتم و مي خوابيدم . بيشتر عاشق ميشدم . به ماهيگيري بيشتر ميرفتم . روزگاري كه تقريبا همگان وقت و عمرشان را وقف بررسي وخامت اوضاع ميكنند ، من برپا ميشدم و به ستايش سهل و آسانتر گرفتن اوضاع مي پرداختم . زيرا من با ويل دورانت موافقم كه ميگويد:
"شادي از خرد عاقل تر است."
اگر عمر دوباره داشتم ، گل مينا از چمنزارها بيشتر ميچيدم.
شما اگر عمر دوباره داشتيد چه ميكرديد؟ آيا تا به حال فكر كرده ايد؟؟؟  

 

رازهاي انقراض دايناسورها - بخش چهارم و آخر


اصلا انقراضي در كار بوده؟
برخي اعتقاد دارند شايد اصلا انقراضي رخ نداده باشد! در واقع دايناسورها در طي روند تكاملشان ، دچار نوعي فرآيند "تغيير شكل" شده اند و كم كم از شكل آن روزگار خود به شكل تحول يافته كنوني درآمده اند . به طوري كه امروزه شاهد گونه هايي هستيم كه بسيار شبيه به نياكان خود هستند . به طور مثال Iguana هاي امروزي از نوادگان دايناسورها در ميليونها سال گذشته اند.

ادامه مطلب...

رازهاي انقراض دايناسورها - بخش سوم


شهاب سنگ قاتل يا آتش فشان مرگبار؟
يكي از فرضيات رايج در مورد انقراض دايناسورها ، موضوع برخورد يك شهاب سنگ به كره زمين در حدود اواخر دوره كرتاسه - 65ميليون سال پيش - است . اين فرضيه توسط "والتر آلوارز" در دهه 80 ميلادي ارائه شد . براساس مطالعات آلوارز و همكارانش ، فرود آمدن يك شهاب سنگ و برخورد آن با سطح زمين و فجايع زيست محيطي ناشي از آن ، عامل نابودي نسل خزندگان بزرگ بوده است.
ادامه مطلب...

رازهاي انقراض دايناسورها - بخش دوم


چرا انقراض؟
اما رويكرد اصلي اين مقاله ، بررسي نحوه انقراض دايناسورها و عوامل آن است . دايناسورها در پايان دوره "كرتاسه" - Cretaceous - يعني حدود 65 ميليون سال پيش ، به طور اسرارآميزي از بين رفتند ؛ بطوريكه فسيل آنها در رسوبات پس از آن هرگز يافت نشده است . اين پرسش كه خزندگان مخوف چرا و چگونه از ميان رفته اند و اكنون ديگر شاهد وجود آنها نيستيم ، باعث پيدايش فرضيه ها و نظريه هاي بسياري شده است كه تاكنون از سوي بسياري از دانشمندان و حتي افراد عادي عنوان شده اند.
ادامه مطلب...

رازهاي انقراض دايناسورها - بخش اول


در واقع يك اتفاق ساده ، باعث كشف بزرگي شد كه سرانجام رازهاي زيادي را از گذشته كره زمين برملا كرد . يافتن نخستين فسيل (سنگواره) از موجودي عجيب و فراغول پيكر در سال 1766 ميلادي توسط كارگران يك معدن گچ در جنوب هلند ، راهگشاي پژوهشگران شد تا بتوانند به اسرار ميليونها سال پيش اين كره خاكي پي ببرند . اين موجودات را دايناسور نام نهادند كه معناي لفظ به لفظ آن "خزنده مخوف" است.
در اصل نخستين كسي كه اين نام را پيشنهاد كرد محققي به نام "ريچارد اوون" بود كه در سال 1842 آنرا مطرح كرد بعدها شواهد فسيلي نشان دادند كه اين جانوران در دوران دوم زمين شناسي يعني مزوزوئيك - Mesozoic - يعني از حدود 250 تا 65 ميليون سال پيش ، فراوانتر بوده اند . به گونه اي كه اين دوران به "عصر دايناسورها" مشهور شد.
اين اكتشاف بزرگ ، پرسشهاي فراواني را به دنبال داشت . مثلا اين جانوران چگونه به وجود آمده اند؟ چرا تا اين اندازه جثه بزرگي داشتند؟ و نهايتا چطور از بين رفتند؟ و امثال اينها.
ادامه مطلب...

شادي


پيرمردي 92 ساله كه سر و وضع مرتبي داشت درحال انتقال به خانه سالمندان بود.
همسر 70 ساله اش به تازگي درگذشته بود و او مجبور بود خانه اش را ترك كند . پس از چند ساعت انتظار در سرسراي خانه سالمندان ، به او گفته شد كه اتاقش حاضر است ، پيرمرد لبخندي بر لب آورد همينطور كه عصازنان به طرف آسانسور ميرفت به او توضيح دادم كه اتاقش خيلي كوچك است و به جاي پرده ، روي پنجره هايش كاغذ چسبانده شده است.
پيرمرد درست مثل بچه اي كه اسباب بازي تازه اي به او داده باشند با شوق و اشتياق فراوان گفت: "خيلي دوستش دارم."
به او گفتم ولي شما هنوز اتاقتان را نديده ايد! چند لحظه صبر كنيد الان ميرسيم.
او گفت: به ديدن و نديدن ربط ندارد . "شادي" چيزي است كه من از قبل انتخاب كرده ام ؛ اينكه اتاق را دوست داشته باشم يا نداشته باشم به مبلمان و دكور و ... بستگي ندارد بلكه به اين بستگي دارد كه تصميم بگيرم چگونه به آن نگاه كنم . من پيش خودم تصميم گرفته ام كه اتاق را دوست داشته باشم . اين تصميمي است كه هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشوم ميگيرم.
من دو كار ميتوانم بكنم . يكي اينكه تمام روز را در تختخواب بمانم و مشكلات قسمتهاي مختلف بدنم را كه ديگر خوب كار نميكنند بشمارم يا اينكه از جا برخيزم و به خاطر آن قسمتهايي كه هنوز درست كار ميكنند شكرگذار باشم . هر روز ، هديه اي است كه به من داده ميشود و من تا وقتيكه بتوانم چشمانم را باز كنم ، بر روي روز جديد و تمام خاطرات خوشي كه در طول زندگي داشته ام تمركز خواهم كرد.
سن زياد مثل يك حساب بانكي است . آنچه را كه در طول زندگي ذخيره كرده باشيد ميتوانيد بعدا برداشت كنيد . بدين خاطر ، راهنمايي من به تو اين است كه هر چه ميتواني شادي هاي زندگي را در حساب بانكي حافظه ات ذخيره كني.
از مشاركت تو ، در پر كردن حسابم با خاطره هاي شاد و شيرين تشكر ميكنم . هيچ ميداني كه من هنوز هم در حال ذخيره كردن اين حساب هستم؟

 

دانلود كتاب آداب نوروز - عيد باستاني ايرانيان ، چهارشنبه سوري ، سفره هفت سين ، سبزه

سفره هفت سين

 

در اين كتاب جالب ، مطالبي در مورد نوروز باستان ايرانيان خواهيد خواند . مطالبي در مورد آيين نوروز ، خانه تكاني ، حاجي فيروز و ...

سرفصل هاي اين كتاب عبارتند از:

- آداب نورورزي ، آنها كه ماند و فراموش شد

- آيين هاي نوروزي ؛ نوروز يكي از نشانه هاي مليت ماست

- عيد نوروز در آيات و روايات اسلام

- هفت سين و فلسفه آن

- كاشتن سبزه

- نوروز در ايران

- نوروز در جمهوري آذربايجان ، قزاقستان ، تركمنستان ، قرقيزستان ، پاكستان ، افغانستان ، تاجيكستان

- جشن مهرگان

- جشن آبانگان و آذرگان

- كاوشي در پيشينه تاريخي چهارشنبه سوري

- فلسفه آيين هاي نوروزي

- نوروز در دوره ساساني

- فلسفه و ريشه هاي تاريخي نوروز


تعداد صفحات: 53

فرمت فايل: pdf

حجم فايل: 693KB


براي دانلود ، به ادامه مطلب برويد:

ادامه مطلب...

لاستيك هاي هوشمند


شايد شما هم احساس درماندگي در موقع رانندگي را بويژه زمانيكه ناگهان خودرو بر اثر لغزندگي جاده منحرف ميشود تجربه كرده باشيد.
در خودروهاي جديد كه تجهيزات كافي دارند و اغلب گرانقيمت هستند ، سيستمهاي الكترونيك كنترل تعادل و كشش ، همراه با ترمزهاي ضد قفل ، به راننده كمك ميكند مانع بروز حادثه ناگهاني شود . اما اكنون لاستيك هايي ابداع شده اند كه ميتوانند وقتي خودرويي در خطر لغزيدن قرار ميگيرد ، بواسطه حسگرهاي خود اين خطر را آشكار كند و همزمان سيستمهاي ايمني خودرو را مطلع سازد و به اين ترتيب از بروز حادثه جلوگيري ميشود . همچنين اين لاستيك ها ميتوانند بهره وري سوخت خودروها را افزايش دهند . در ادامه به جزئيات اين طرح جالب پي خواهيد برد.
ادامه مطلب...

صفحه قبل 1 2 3 4 ... 26 صفحه بعد
255 مطلب

به آساني درآمد كسب كنيد!

از لینک های خود درآمد کسب کنید!

آخرين اخبار فناوري اطلاعات

آخرين اخبار

histats




Alexa Rank

Google PageRank